السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

165

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

شدند ، و راه هم‌دلى را پيمودند و آن را برگزيدند : از ابن‌عبّاس نقل شده كه رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « من شهر دانشم و على در آن است ، هر كس در آن را خواهد بايد به سوى على آيد . » « 1 » و زرندى در كتاب خود ، « معارج الاصول » گويد : « ابن‌عبّاس روايت كرده است كه : رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : من شهر دانشم و على درِ آن است ، پس هر كسى درِ آن را بخواهد ، بايد نزد على بيايد . » « 2 » و گفته‌ى زرندى در كتابش ، « الاعلام » ، چنين است : « بابى در خلافت اميرالمؤمنين ابىالحسن علىّبن ابىطالب‌بن عبدالمطّلب هاشمى او با رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم در عبدالمطّلب پيوند مىيابد ، اوست پسرعمويش و درِ شهر علمش و پشتيبانش و برادرش و نور چشم ابوطالب . . . كسى كه از سوى حضرت پيامبر اختصاص يافته است به كرامتِ برادرى و انتخاب و از او چنين نام برده شد كه براى خانه‌ى حكمت و شهر دانش در است . . . . » « 3 » زرندى حجّت است زرندى از حافظان بزرگ اهل سنّت است كه نصّ عبارت‌هاى ايشان در ستايش او را در مجلّد « حديث نور » آورديم . و در « ذخيرة المآل » آمده است : هذا الّذى قرّره الأجلّه * و المقتضى و لازم الأدلّة اين چيزى است كه بزرگواران آن را تقرير كرده‌اند و مقتضى و لازمه‌ى دليل‌ها چنين است . از اين جهت است كه وقتى براى دانشمندان بزرگ ، دليل‌هايى بر اين ويژگىهاى اهل بيت شريف آشكار شد ، آن‌ها را تقرير و تحرير كردند ، مانند : سيّد على سمهودى پيشواى اهل سنّت در كتاب « الجواهر » خويش ، و حافظ طبرى شافعى در كتاب « الذخائر » خود ، و حجّت زرندى شافعى در كتاب « معارج » خود ، و

--> ( 1 ) . نظم درر السمطين / 113 . ( 2 ) . معارج الاصول الى معرفة فضل آل‌رسول - خطّى . ( 3 ) . الأعلام خطّى .